مه جبین

34.95 $ inc. GST

نویسنده: فرشته تات شهدوست
شابک: 9786226329859
موضوع: داستان عاشقانه
قطع: رقعی
جلد: شومیز
تعداد صفحات: 848 صفحه

موجودی کالا: موجود SKU: 9786226329859 دسته:

توضیحات

در پشت جلد کتاب می خوانیم:

مه جبین سرش را بالا گرفت و از آن فاصله ی کم به صورت شاهپور نگاه کرد.
از کجا فهمیدی منم مثل تو بهارنارنج دوست دارم؟
شاپور صورتش را با لبخند پایین آورد. لب هایش را کمی بالاتر از پیشانی او و روی ریشه ی موهای مه جبین گذاشت. او پلک زد و شاهپور با حالی خوش از یادآوری خاطرات دور، زمزمه کرد: وقتی جلوی خونه ی خاتون، چشمم به چشمت افتاد و دعوتم کردی تو. وقتی درو باز گذاشتی و با یه دنیا شرم و خجالت خواستم از کنارت رد شم عطرت پیچید تو سرم. همونجا دلم یه بار دیگه لرزید. وقتی با سینی چای دارچین و لیمو از آشپزخونه بیرون اومدی و قندون نقل بهارنارنج رو گرفتی جلوم و لبخند زدی هوش از سرم پرید.
همونجا، با نازی که تو صدات بود گفتی: “بفرمایید عالیجناب! سرد می شه.” دستم روی پام مشت شد و فهمیدم که ای دل غافل، تموم شد. تو کار دلمو ساختی. خاتون از بهزیستی و بچه ها می پرسید اما خدا شاهده یه خط از حرفاشو نمی فهمیدم. نگاه بدون اینکه روش اختیار داشته باشم، زیر چشمی گریز می زد سمت تو که به نمرق تکیه داده بودی و یه کتاب هم روی پات باز بود. جرقه ی این عشق از چشمای تو زده شد و رسید به هشت سال شناختی که روز به روز منو بیشتر از این انتخاب مطمئن کرد. یه بار نشد فکر کنم که تو وصله ی تن من نیستی. اوایل چرا؛ می ترسیدم، مخصوصا وقتی خاتون پیش خودم وصیت کرد، اما بازم… توکل کردم.
مه جبین با لبخند پیراهن شاپور را بوسید. صورتش را به سینه ی او کشید و با شیطنتی که حالا در صدایش هم به اوج رسیده بود گفت: خدای شاهپور همین قدر مهربونه.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.


اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مه جبین”

همچنین ممکن است دوست داشته باشید…